سلناسلنا، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

سلنا ،نفس مامان و بابا

بدون عنوان

1393/2/8 0:24
نویسنده : مامان راضیه
284 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بر بهار زندگیم سلنا خانوم خوش خنده 

دختر نازم زمان مثل برق و باد گذشت و بابایی 4 فروردین برگشت سرکار و من و تو با هم سعی کردیم تعطیلات خوبی داشته باشیم  8 فروردین به همراه خاله مریم و زهرا و دایی و مامان بزرگ رفتیم شهرستان جم و به بابایی سر زدیم اونجا همگی رفتن تو دریا شنا کردن اولش فکر میکردم از دریا خیلی خوشت میاد و همش تو اب بازی میکنی اما همین که نوک انگشتای پات رفت تو اب شروع کردی به گریه اخه یه کوچولو ابش یخ بود و متاسفانه اصلا از دریا خوشت نیومد این بود که دیگران رفتن شنا کردن و من کنار ساحل تو رو بغل کرده بودم و با حسرت اونا رو تماشا میکردم ولی بالاخره عصر زمانی که خورشید داشت کم کم غروب میکرد تو رو دادم دست مامان بزرگ و رفتم یکم شنا کردم روز بعدشم رفتیم عسلویه و اونجا تو رو برایه اولین بار بردم پارک و سوار تاب کردم که خیلی خوشت اومده بود و کلی ذوق میکردی تو جم که بودیم بابایی رو فراموش کرده بودی و نمیشناختی وقتی بغلت میکرد گریه میکردی و دست و پا میزدی که بیای بغل من اگر هم بغل کسی بودی چشمت فقط به من بود و همش نگاه میکردی که چیکار میکنم و کجا میرم

سیزده بدر هم با وجود این که بارون میومد همراه بابا بزرگ رفتیم گردش 6-7 تا خوانواده با هم بودیم اما چون دائم بارون میبارید من مجبور شدم ببرمت تو چادر مسافرتی و تنهایی با تو بازی کنم تا حوصلت سر نره بقیه هم تو بارون داشتن عشق و صفا میکردن و من حسرت اونا رو میخوردم اما خب با تو بودن هم برایه خودش صفایی داره ساعت 4 بود که مجبور شدیم وسایلامون رو جمع کنیم و برگردیم اما تو راه برگشت ماشین ها تو گل گیر کردن و نزدیک به 1 ساعت و نیم گرفتار بیرون اوردن ماشین ها بودن و اونجا هم باز همه دور ماشین ها جیغ و سوت و کل میزدن ولی من تو ماشین پیش شما نشسته بودم از دور اونا رو تماشا میکردم

 

 

تو این مدت یاد گرفتی میگی ممممممم،بابابابابا، گ گ گ گ گ ، د د د د د، ن ن ن ن ن

ژست 4 دست و پا میگیری اما هرچی تلاش میکنی نمی تونی جلو بری و همش عقب عقب میری و این عصبانیت میکنه و گریه میکنی اما وقتی نشستی راحت خودتو جلو میکشی و یه مسافتی رو میای جلو تا به شئی مورد نظرت برسی

شدیدا به من وابسته شدی و حتی حاضر نیستی بری بغل بابایی

تو این مدت هنوز وزنت تغییری نکرده و همچنان رو وزن 7700 درجا میزنی بایه بدبختی ازت تست ادرار و خون گرفتیم که خوشبختانه مشکلی نداشتی برات شیر خشک اچ آ گرفتم اما چون تلخ مزه هست نمیخوری

خیلی کنجکاوی و سریع هم از اسباب بازی هات خسته میشی و دنبال یه اسباب بازی جدید میگردی منکه تو خونه هرچی بوده دادم دستت  طوری که دیگه هرچی فکر میکنم نمیدونم چی بهت بدم بازی کنی الانم گیر دادی به موس و کیبورد که بکنی تو دهنت

توی مسابقه لبخند نشریه نوروزی نی نی سایت هم جز نفرات اول شدی و عکستو گذاشتن تو مجلشون که همینجا از دوستانی که بهت رای دادن تشکر میکنم

پسندها (2)

نظرات (0)